سمیرا شاهیان | شهربانو، در زیرزمین مسجد امام هادی (ع) محله پایینخیابان صدای خانمها پیچیده است. یکیشان دعایی میخواند و بقیه با او همنوایی میکنند. قرار است نان بپزند. وسایلشان ساده و جمع و جور است. یک تنور گازی دارند که از خادم مسجد به امانت گرفتهاند، چند لگن پلاستیکی برای اینکه خمیرگیری کنند و یک دیگ برای گرم کردن آب. خانمها از یکی دو ساعت پیش از اذان ظهر به مسجد آمدهاند و طبق روال روزهای اول ماه مبارک، یک شبانهروز نماز قضا به جماعت خواندهاند. بعد از آن به زیرزمین آمدهاند تا خمیرگیری کنند.
یکی از خانمها که تبحر بیشتری دارد و کار سنگین خمیرگیری با اوست، آهسته آرد و کمی نمک را به آب ولرم اضافه میکند. خانمهای دیگر در این مرحله کاری ندارند. یکی دعا میکند و بقیه صلوات میفرستند. کمکم خمیر جان میگیرد. چند مشت آرد روی آن میپاشند تا در زمانی که تخمیر صورت میگیرد و حجمش بالا میآید، به دَرِ ظرف نچسبد. در این مرحله همه خانمها جلو میآیند و با یک «یاعلی (ع)» ظرف سنگین خمیر را بلند میکنند و در جای گرم میگذارند. بعد همگی پلههای مسجد را بالا میروند تا بعد از نماز ظهر و عصر، بیایند و تنور نانواییشان را گرم کنند.
سیده اقدس حقانی موسوی یکی از ساکنان پایین خیابان از کاری که میکنند، میگوید: از همان روزهای اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم بهجای اینکه در این شرایط جنگی، صفهای نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم. جمعه شب هم هفتاد پرس عدسپلو با کمکهای مردمی پختیم.
این بانوی بسیجی در حین آمادهسازی مواد اولیه برای پخت نان با اشاره به توطئههای دشمنان اضافه میکند: ما کارمان را بیاهمیت نمیدانیم؛ همانطور که یک مادر با تمام عشق و علاقهاش برای فرزندانش غذا درست میکند و میداند بچههایش از آن عشق، نیرو میگیرند، ماهم در پشت جبهه این نانها را با چاشنی دعا و توسل آماده میکنیم. از خدا هم میخواهیم نیرو و برکتی مضاعف در آن قرار دهد.
سیده زهرا رئیسالساداتی از بانوان بسیجی مسجد امام رضا (ع) در بولوار وحدت است که برای آموزش به جمع خانمهای مسجد امام هادی (ع) پیوسته است. این بانو با بیان اینکه وقتی شرایط اضطراری است باید پایگاههای بسیج باهم ادغام شوند تا کارها با همدلی و مشارکت انجام شود، اضافه میکند: ما خانمها فکر کردیم چه کاری از دستمان برمیآید تا در کنار سایر کارهای فرهنگی انجام دهیم. آمدهام اینجا تا ببینیم خانمها با چه وسایل و امکاناتی کار میکنند تا خودمان هم مشابه این اقدام را در مسجد محله داشته باشیم.
زهره بصیری اهل گناباد، کسی است که خمیرها را به نان تبدیل میکند. او به هر «چانه» خمیر، میگوید «زَواله». یک چانه را برمیدارد و روی بالشتک مخصوص پهن میکند. یکی از خانمها هم روی خمیر پهن شده، سبزیجات معطر میپاشد. بصیری میگوید: نانوایی را از مادرم یاد گرفتم. نانی که ما درست میکنیم خیلی سالم است.
او اضافه میکند: ما که نمیتوانیم از نزدیک خدمت کنیم، سعی میکنیم در پشت صحنه فعال باشیم. تکتم غفوری هم دنباله حرف را میگیرد و میگوید: شرایط جنگی است. همه باید یکدل باشیم. اکنون مسجد و محله مطرح نیست، پای کشورمان در میان است.
در حالی که صدای جزءخوانی قرآن در مسجد به زیرزمین هم میرسد، بوی نان بلند میشود. خمیرهای چانه زده، یک طرف روی پارچهای بزرگ قرار گرفتهاند و خانمها در سویی دیگر دور تنور ایستادهاند. نانها قرار است به حوزه ۸ بسیج الزهرا (س) در نوغان فرستاده شود. دوباره خانمها صلوات میفرستند. یکی از آن سو بلند میگوید سبزیاش را حتما بزنید، خیلی خوشمزه میشود.